ناراحتی حاج محمدی از قرار نگرفتن روی نیمکت  

ورزش لیگ برتر - در بازی استقلال و صبا اتفاق جالبی برای امین حاج‌محمدی افتاد. امین حاج محمدی که در بازی امروز استقلال در جام حذفی بعد از مدت های طولانی در لیست 18 نفره تیمش بود و روی نيمکت نشسته بود، اجازه حضور بیشتر از چند دقیقه را روی نيمکت پیدا نکرد. انگار در لیست اعلام شده مشکلی به وجود آمده بود که ناظر بازی وقتی متوجه این مسئله شد، حاج محمدی را از روی نيمکت به برختکن فرستاد. مدافع استقلال وقتی داشت از زمین خارج می شد در واکنش به این اتفاق گف

ادامه مطلب  

ناراحتی حاج محمدی از قرار نگرفتن روی نیمکت  

ورزش لیگ برتر - در بازی استقلال و صبا اتفاق جالبی برای امین حاج‌محمدی افتاد. امین حاج محمدی که در بازی امروز استقلال در جام حذفی بعد از مدت های طولانی در لیست 18 نفره تیمش بود و روی نيمکت نشسته بود، اجازه حضور بیشتر از چند دقیقه را روی نيمکت پیدا نکرد. انگار در لیست اعلام شده مشکلی به وجود آمده بود که ناظر بازی وقتی متوجه این مسئله شد، حاج محمدی را از روی نيمکت به برختکن فرستاد. مدافع استقلال وقتی داشت از زمین خارج می شد در واکنش به این اتفاق گف

ادامه مطلب  

دفاع چپ استقلال در آستانه جدایی از این تیم؟  

میلاد زکی پور ابتدای فصل که به استقلال آمد،امید زیادی را به جمع آبی ها آورد.قرار بود که پدیده این فصل استقلال و لیگ برتر شود.اما هنوز نيمکت نشین است. درخشش یعقوب کریمی و فیکس شدن او در تیم، باعث شده به زکی پور بازی نرسد و منصوریان او را روی نيمکت بگذارد.
                                  

ادامه مطلب  

طارمی یا علیپور روی نیمکت  

طارمی یا علیپور روی نيمکت
مهاجمان پرسپولیس در بازی های اخیر تیم شان به قدری گل نزن نشان داده اند که برانکو مانده کدام یک از آنها را روی نيمکت بنشاند. در تمرین روز گذشته سرخپوشان برانکو پریمیوف اوکراینی را ابتدا جایگزین علی علیپور کرد و در ادامه طارمی از بین نفرات اصلی بیرون رفت و علیپور به جای او در بین این نفرات قرار گرفت. در دو جلسه تمرین آینده پرسپولیس مشخص خواهد شد که برانکو در نهایت کدام یکی از دو مهاجم تیمش را در بازی با ماشین سازی روی ن

ادامه مطلب  

,, جادستمالی طرح نیمکت ,,  

شلف طرح نيمکت محصولی جدید از سری شلف های دیواری  می باشد که طراحی آن به گونه ای می باشد که بتوانید دستمال کاغذی های رولی دستشویی یا آشپزخانه را درون آن قرار دهید و روی میز و حتی دیوار نصب کنید. جنس شلف طرح نيمکت از پی وی سی بوده که در برابر آب مقاوم است و حتی می توانید آن را در حمام نیز استفاده نمایید ، چرا که رطوبت هیچ اثری روی آن نمی گذارد.
قیمت : 20,000  تومان
 نيمکت به رنگ سفید بوده و در حال حاضر رنگ های دیگری از آن موجود نمی باشد. با تهی

ادامه مطلب  

طراحی خلاقانه نیمکت توسط شیما جهانی  

گرداورنده: مسعود فلاح
سه وسلیه رایج تر در پارک وجود دارد که در طبیعت رشد نمی کند. نيمکت، سطل زباله و مسیری برای پیاده روی و دوچرخه سواری این ها چیزی هستند که شما به طور معمول در هر پارکی مشاهده می کنید. شیما جهانی طراح خلاق نيمکتی را طراحی کرده است که علاوه بر هماهنگی با مادر طبیعت، می تواند به عنوان نيمکت، سطل زباله و جای برای قفل کردن دوچرخه استفاده شود.  همراه آرل باشید ...

ادامه مطلب  

گربه  

توی حیاط دانشکده بهداشت روی یک نيمکت بعد جلسه طرح پژوهشی نشسته بودم  که یک گربه زرد اومد دقیقا در فاصله چند سانتی متریم نشست هرکارکردم نرفت اخرشم که رفت یک دفعه دیدم از روی درخت بالای سرم پرید رو نيمکت!! دیگه تصور کنید قیافه منو این وسط از ترس و پریدن از جا که همینم باعث شد بترسه بره بعد یک چند دقیقه دیدم داره لای پاهام راه میره پاهامو جمع کردم اوردم بالا که از پایین کنار دسته صندلی پرید رو نيمکت دوباره
بازم ترسیدم و اون در رفت خوب که در رفت و

ادامه مطلب  

تجلی ارزش در شیئیت هم ارز  

چشمامو که باز کردم هوا روشن شده بود. سردم بود و همه ی بدن م درد می کرد. به سختی تکون خوردم، درد شدیدی تو استخون کمرم حس کردم. چند ثانیه طول کشید تا متوجه شم که روی نيمکت پارک خوابیدم. هیچی از شب ش یادم نمی یومد. چی شد که من اینجا خوابیدم؟ چشمم خورد به جوب کنار نيمکت. یادم افتاد که دوبار توش بالا آوردم. کم کم داشت یادم می افتاد، می تونستم صداها و نور رو تجسم کنم. بوی ماست ترشیده، صدای پچ پچ، رنگ زرد شعله ی فندک، گرمای موهای خیس عرق کرده،...
چشمامو بست

ادامه مطلب  

1095.با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند  

30 آبان 95 ؛ 18:55
فردا
در هجدهمین ایستگاه
منتظرت خواهم بود
با چمدانی که هرچه می گذرد خالی تر می شود
و با چشمانی که هر چه می گذرد مشتاق تر
فردا تمام روز را روی نيمکت ایستگاه منتظر میمانم
سرم را پایین می اندازم و
چشم چشم میکنم دنبال کفشهایی که جلوی نيمکت توقف خواهند کرد
فردا که می آیی
آبی بپوش
که وقت غروب،آسمان تمام نشود...
 
2 آذر 95 ؛ 00:37
قطار نوزدهم هم رسید
و تو نیامدی
و من هی پا سست کردم کنار ریل
هی به عقب برگشتم
دریغ
حتی عابری را با تو اشتباه نگرفتم
و

ادامه مطلب  

مهربان همیشگی من  

مهربان همیشگی من
تمام خاطرات من
متوقف شده در لحظه اولین دیدارمان
جلوی ایستگاه اتوبوس ...
همانجایی ک  " از دور ارمیا بودم و از نزدیک ارمیاتر"
و گاهی دوست دارم از قبل طلوع تا غروب آفتاب را روی آن نيمکت بنشینم و اولین لبخندت را مرور کنم
همان نيمکت ک "از سرما رنگش پریده بود"
چشمهایم را ببندم و حس کنم  یک شال "شال آسمانی" دور گردنم است و حالا در خیالم آن شال را برمیدارم
برای خودم ... هروقت سرمای نبودنت آزارم داد شال را میپیچیدم دور گردنم تا گرم شوم
و مید

ادامه مطلب  

تقلید بیهوده  

 
 روزی لویی شانزدهم سربازی را کنار یک نيمکت در حال نگهبانی دید. پرسید: از چه نگهبانی می کنی؟ سرباز گفت: قربان افسر گارد به من گفته خوب مراقب باشم. لویی، از افسر گارد پرسید: این سرباز چرا اینجاست؟ افسر گفت: من طبق برنامۀ افسر قبلی عمل کردم. مادر لویی او را صدا زد و گفت: زمانی که تو 3 سالت بود این نيمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افسر گارد گفت نگهبانی را اینجا بگذارند تا تو روی نيمکت ننشینی و لباست رنگی نشود. و از آن روز 41 سال می گذرد و هنوز روزانه سر

ادامه مطلب  

 

 
مدیر شرکتی روی نيمکتی در پارک نشسته بود و سرش را بین دستانش گرفته بود و به این فکر می‌کرد که آیا می‌تواند شرکتش را از ورشکستگی نجات دهد یا نه. بدهی شرکت خیلی زیاد شده بود و راهی برای بیرون آمدن از این وضعیت نداشت. طلبکارها دائماً پیگیر طلب خود بودند. فروشندگان مواد اولیه هم تقاضای پرداخت بر اساس قرارداهای بسته شده را داشتند.ناگهان پیرمردی کنار او روی نيمکت نشست و گفت: «به نظر میاد خیلی ناراحتی.»بعد از شنیدن حرف‌های مدیر، پیرمرد گفت: «من می

ادامه مطلب  

بی وفا  

خوب داری ازم دل میبُری
نکنه هنوز هم دلخوری
من دارم اخر میشم و
...................
..................
.....................
.........................
.......................
.....................
...................
نيمکت و اون درخت اره
یه نامه و یه خط اره
یه درد مزمن تو تنم
یه غصه و یه تب اره
.......................
......................
.....................
.....................
....................
....................
...................

ادامه مطلب  

عوض کردن موسیقی  

اجاق خانه سرد است و چوبی برای روشن کردن این اجاق نیست. پالتوهایمان را برای لمس کردن سرما می پوشیم. 
_سیب زمینی هم بردارم.
-بردار...
و قدم به سرمای بیرون می گذاریم.همه چیز سرد است.حتی نيمکت سبز رنگ قرارهایمان.
دستانمان در جیب هایمان جا گرفته و فقط به لرزش دندان هایمان فکر می کنیم.جالب است که حتی هوای سیگار هم به ذهنت نرسید.
هر دو ساکتیم و فقط سنگ های ترک خورده زیر قدم هایمان صدا می دهند.
نگاهمان فقط به بخار گرمای درون مان است.
که ناگهان موسیقی عوض م

ادامه مطلب  

مهر بی مهری  

گریه کرد.. به اندازه ی ۸ تا دستمال کاغذی...کسی نگاهش نکرد...با دستمالهای خیس صندلی پارک راپاک کرد و رویش نشست...امیدوار بود...چون اشک هاش به یک دردی خوردند....
 
 این نوشته را مهر نود نوشته ام..توی همین وبلاگ..قشنگ خاطرم است کدام نيمکت بود...نيمکت دم در دانشگاه قزوین...هوای سردی بود و کسی آن دورو بر ها نبود. از سر کلاس مقاوت دو بلند شده بودم و آمده بودم بیرون. علتش  هم خاطرم هست...اما نه کامل...عجب روزگار میگذرد و  در کنارش هم چه جالب، کسی که به ناحق اشک کس

ادامه مطلب  

می دانی  

می دانی ؟من درهمان گام های نخست مانده ام .در همان قدم زدن در هوای پاییز!پاییز بود نه؟تو حالا زیر لب بخند!بگو چه دیوانه ایست این!بگو تو...چه می شود کرد وقتی لذت بخش تر از آن لحظه را دل ساده ات تجربه نکرده باشد!آن لبخند ها آن دست ها که حلقه بر در می زد که عابران و داروغکان را بر جای بنشاند!دل ساده من بود که بر جای نشست!حالا به دل نگیر!من که آن روز دل از دست ندادم!همه اش تقصیر آن نيمکت های کهنه بود.احمقانه است نه؟کدام عشق را دیده ای که ذرهای حماقت را با

ادامه مطلب  

خسته ها  

نيمکت بودن خیلی سخت است .... در پارکی عمومی که همه رقم آدم توش میاد ....
ومن تا آخرین نا و نفس ...برای خستگی های آدما نيمکت بودم .... 
وحالا آیا باید ساک رو ببندیم و بریم ولایت خودمون .... همون دهاتی که آدماش دهنشون بوی پیاز میده اما بوی دروغ نه ... 
بعضیا انقد خوشگل دروغ میگن که آدم هوس میکنه بغلشون کنه و بهشون جایزه نوبل دروغ بده .... 
 
 
 

ادامه مطلب  

غیبت عجیب جهانبخش در مهم‌ترین بازی آلکمار  

فن‌دن بروم برای سومین بازی متوالی از مهاجم ملی‌پوش ایرانی تیمش در ترکیب اولیه استفاده نکرده و مقابل زنیت نيمکت‌نشین کرده است.      بازی‌های هفته پایانی لیگ اروپا امشب به اتمام می‌رسد که در یکی از مسابقات مهم گروه D ، تیم‌های آلکمار هلند و زنیت‌سن‌پترزبورگ  روسیه از ساعت 21:30 در ورزشگاه آفاس به مصاف هم خواهند رفت.علیرضا جهانبخش دو هفته قبل در بازی آلکمار مقابل هراکلس برای نخستین بار در این فصل نيمکت‌نشین شد اما در دقیقه 83 وارد زمین شد و

ادامه مطلب  

دانلودرمان نیمکت باران  

دانلودرمان نيمکت باران نوشته بهاره .غ
 
خلاصه:دختری از جنس سادگی… دختری با ظاهری معمولی! دختری به سادگی و زلالی آب! اما او همه چیزش را پای عشقش میگذارد… حماقت یا سادگی یا عشق! قضاوت با شماست… .
و طرف دیگر قصه، پسری شکست خورده… پسری که قلبش را شکسته اند. اشتباه نکنید؛ به دنبال انتقام نیست. تنها دلش را باخته و غمگین است. احساس می کند از سنگ شده است. هر آن حس افتادن از دره و شکستن و تکه تکه شدن دارد.
 
مقدمه: شکست خوردی و شکستم داد

ادامه مطلب  

اتوبوس‌های آفتابی، قطارها، ایستگاه‌ها، ساختمان‌ها و الخ  

نيمکت سیمانی ظهر تابستانش هم به درد نشستن نمی‌خورد، حالا که دیگر آذر است و ماه آخر پاییز و هوا هم این‌طور. ایستادم کنار درخت به سیگار و ساختمان سفید با سقف شیروانی‌ش هم در مقابل. دختر و پسری آمدند و نشستند روی نيمکت. کیپِ هم. کیپ‌تر و دوباره کیپ‌تر. بعد پسرک گفت سیگار داری؟ انگار که جمشید. با همان لحن یعنی. پاکت را گرفتم سمتش و دو نخ برداشت. بعد هم فندک و روشن کردن سیگارها و یکی خودش و یکی هم دخترک. در کار تشکر و مخلصم چاکرم بودیم که آمد: چو روی

ادامه مطلب  

اتوبوس‌های آفتابی، قطارها، ایستگاه‌ها، ساختمان‌ها و الخ  

نيمکت سیمانی ظهر تابستانش هم به درد نشستن نمی‌خورد، حالا که دیگر آذر است و ماه آخر پاییز و هوا هم این‌طور. ایستادم کنار درخت به سیگار و ساختمان سفید با سقف شیروانی‌ش هم در مقابل. دختر و پسری آمدند و نشستند روی نيمکت. کیپِ هم. کیپ‌تر و دوباره کیپ‌تر. بعد پسرک گفت سیگار داری؟ انگار که جمشید. با همان لحن یعنی. پاکت را گرفتم سمتش و دو نخ برداشت. بعد هم فندک و روشن کردن سیگارها و یکی خودش و یکی هم دخترک. در کار تشکر و مخلصم چاکرم بودیم که آمد: چو روی

ادامه مطلب  

ارائه طرح نیمکت مطالعه به عنوان طرح برگزیده منطقه 2 شهرداری  

در گردهم آیی و نشست فصلی شوراهای اجتماعی محله منطقه 2 شهرداری مشهد، طرح نيمکت مطالعه که توسط مسئول کتابخانه (به عنوان یکی از اعضای شورای اجتماعی محله شفا) ارائه و اجرا شده بود به عنوان طرح برتر منطقه انتخاب و در نشست فصلی شوراها توسط مسئول کتابخانه دکتر حری ارائه گردید.
    
 

ادامه مطلب  

 

در کودکی 
پاکن هایی ز پاکی داشتیم 
یک تراش سرخ لاکی داشتیم 
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت 
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود 
برگ دفتر هایمان از کاه بود 
تا درون نيمکت جا می شدیم 
ما پر از تصمیم کبری میشیدیم 
با وجود سوز وسرمای شدید 
ریز علی پیراهنش را میدرید 
کاش میشد باز کوچک میشدیم

ادامه مطلب  

 

 
 
من نباید این قدر خوب تنهایی را یاد می گرفتم، نباید یاد می گرفتم زیر باران تنهایی قدم بزنم و از دیدن آدمهای دست در دست خوشحال شوم، نباید یاد می گرفتم تنها سینما بروم و حتی برای خودم پاستیل بخرم و توی سینما بخورم، نباید یاد می گرفتم وقتی بغضم گرفت سرم را روی شانه های خودم بگذارم و اشک هایم متکایم را خیس کند، من نباید یاد می گرفتم وقتی غروب جمعه داشت خفه ام می کرد تنها بروم پارک لاله و روی نيمکت همیشگی ام بنشینم، اصلا من نباید نيمکت تنهایی می

ادامه مطلب  

 

قسمت نشد که چیزهایی که برات گرفته بودم رو بهت بدم... امروز تیشرتها و شلوارهایی که برای تو بود، بردم گذاشتم روی دیوار مهربانی. هرکی رد میشد با تعجب نگاه میکرد که چنین لباسهایی رو میزارم اونجا و احتمالا توی دلشون میخندیدند و میگفتند طرف دیوونه ست و...
و اما گوشواره هایی که کل بازار طلافروش های استانبول رو زیرپا گذاشتم تا همونطوری که دوست داشتی گوشواره ای با نگین فیروزه ای برات بگیرم و بهت نگفته بودم تا وقتی اومدی بتونم به اصطلاح سورپرایزت کنم،

ادامه مطلب  

 

فعالیت های معلم معلم برای راه حل مسئله قبلی از دانش آموزان می خواهد که از مسئله دیگری کمک بگیریم برای مثال در هر نيمکت چند نفر نشسته است و نسبت به دانش آموزان چگونه است بر روی دو نيمکت چند دانش آموز قرار دارد و نشان چگونه است معلم مربع با کاغذ رنگی درست کرده و با تو دایره رنگی دیگر کنار هم قرار می دهد و نسبت آنها را از دانش آموزان می پرسد معلم نسبت مربعات چگونه است نسبت انگشتان دست چگونه مجسم معلم تصویر ستاره با ماژیک رنگی روی وایت برد می کشد و

ادامه مطلب  

اینجا جای تو را خالی کردم....  

روی این نيمکت به جای''' تو''' یک گل رزصورتی گذاشته ام با این خیال که یک روز بیایی برش داری و کنارم بنشینی ...
دنیا ارزانی آدمهایش؛فقط من باشم وتو؛دو فنجان چای به ضمیمه لبخندت...
 
گاهی میان مردم در ازدحام شهر،غیر از تو هرچه هست فراموش میکنم...
 
وقتی میخندی عشق، کوچک ترین اتفاقیست که می افتد،

ادامه مطلب  

 

دوباره شروع می شودباران های تندچتر های بازدلشوره های خیس خورده پشت چراغ های قرمزفال های نم کشیدهانارهای سرخنارنگی های سبز دوباره شروع می شودروزهای نصفه نیمهشب های بی پایان عطر قهوه های تلخ کنج کافه هانيمکت های خط خطی ایستگاه های شلوغترافیک های صبور شروع دوباره ی زندگی...پر از بوی برگ، بوی خاک، بوی عشق…

ادامه مطلب  

خاطره منصوریان از دیدار با استرالیا  

علیرضا منصوریان هم از جمله چهره هایی است که در بازی ایران و استرالیا حضور داشت. بازی ایران و استرالیا هیچگاه از ذهن فوتبال ایران پاک نمی شود. دیداری که یکی از ماندگارترین شب های تاریخ کشور را رقم زد. علیرضا منصوریان سرمربی استقلال از جمله حاضران در آن بازی بود. او که به عنوان یار تعویضی به زمین رفت، می گوید: «همه استرس داشتیم. تا اواسط نیمه دوم هنوز تحت تاثیر جو ورزشگاه بودیم. حتی خود من هم به زمین رفتم کلی استرس داشتم ولی بعد توانستیم جلو بکشی

ادامه مطلب  

× دست هایم منتظرند ×  

مهر شده است 
شال و کلاهم آماده است ، دستکش هایم را اما گم کرده ام 
از قصد هم گم کرده ام 
دست های تو بهترین بخاری دنیاست 
..
میدانی نيمکت ها از سال گذشته منتظر ما هستند 
برگ ها هم ..
برگرد و مهر را با بی مهری هایت خراب نکن لعنتی جانم ..
دست هایم منتظرند ..

ادامه مطلب  

باز شد آذر و هنگام تفرج در باغ  

باز شد آذر و هنگام تفرّج در باغخش خش برگ و صدای نخراشیده ی زاغ
دست در دست گلم، شانه به شانه، چه شود!!!لحظه ای خستگی و نيمکت و نور چراغ
هوس گرمی ِآغوش در آن تنگ غروبدست در گردن یار و دو سه تا بوسه ی داغ
وزش وحشی و سوزنده و طغیانگر بادو کبودی ِلب و گونه و سرخی ِدماغ
چشمهایم که به چشمان قشنگش زده زل

ادامه مطلب  

 

سر کلاس عربی :
آقای معلم :
اگه ببینم کسی سر کلاس من فارسی صحبت کنه باید بره بیرون
من به دوستم :
الخودکار المشکی الداری ؟
دوستم : البله الدارم ، البفرمایید !!!
نيمکت بغلی : الـــخخخخخخخ
کلاس : الــــخخخخخخخخخخخخ
معلم: الکصافطان

ادامه مطلب  

کوچک کردن شکم با 5 تمرین ساده و بی دردسر شکم کوچک کردن شکم با 5 تمرین ساده و بی دردسر  

شکم با 5 تمرین ساده و بی دردسر
 به دنبال راهی برای بدست آوردن شکم صاف و شش تکه هستید؟ مطمئن باشید این راهی که به شما پیشنهاد می‌کنیم تأثیر گذار است. مطمئناً تغذیه سالم، افزایش سوخت و ساز، استراحت و مصرف آب باید با هم همراه شوند تا شما به این خواسته برسید. ولی ما می‌خواهیم در این مقاله ۵ تمرین که بدون آن‌ها نمی‌توانید به آرزویتان برسید را به شما یادآوری کنیم. نکته جالب‌تر اینکه برای انجام این تمرین‌ها نیازی به دستگاه یا وزنه ندارید.
بارفیکس

ادامه مطلب  

ساعت هفت، چمران  

ساعت پنج بود که رو این نيمکت فلزی نشستم و ساعت هفت بود که نگاهم از جلوم گرفتم و متوجه موهای دستم و بدنی شدم که داشت میلرزید و ادمایی که با سویی شرت می اومدن و منی که میلرزید و نمیتونست سویچشو با دستاش بگیره و بخاری که تا درجه اخر تا خونه روشن بود 

ادامه مطلب  

شال  

...
دیروز دلم عجیب شالت را میخواست
خیلی سرد بود
یک ساعت چشم براه روی نيمکت نشسته بودم
هرچه به غروب نزدیکتر میشد سردتر میشد
بعد مغرب دیگر داشتم میلرزیدم از سرما …
خیلی امیدوار بودم بتوانم از دور تماشایت کنم …
اما قسمت نشد
نمیدانم…
هرجا هستی
سلام خدا به تو
مهربان همیشگی من

ادامه مطلب  

ژوزه مورینیو احتمالاً دو جلسه از نشستن روی نیمکت منچستریونایتد محروم می شود.  

محرومیت 2 جلسه ای در انتظار ژوزه مورینیو است.
انتظار می رود ژوزه مورینیو سرمربی منچستریونایتد، در دو بازی آینده از نشستن بر روی نيمکت تیمش محروم شود.
به نقل از SkySports، تیم منچستریونایتد در روز گذشته مقابل وست هم با نتیجه 1-1 مساوی متوقف شد. از مهمترین نکات این بازی اخراج مورینیو توسط داور مسابقه از کنار زمین بود. هنگامی که جاناتان ماس، داور این دیدار به پل پوگبا کارت زرد نشان داد، موجب واکنش شدید مورینیو شد و داور را متقاعد به اخراج آقای خاص از

ادامه مطلب  

 

"آذر"باید بانویی باشد با گیسوان طلاییکه هر روز و هر شبدامن نارنجی اش رامی تکاند بر زمین تشنهباران می بارد،برف می بارد،عشق می بارد...
گاه طعم گس خرمالو رابا شیرینی انار در هم می آمیزدو گاه لذت نيمکت نشینی های عصرانه رابا اندوه دوری و تلخی صبوری...
حالا دوباره آذر، مهمان دلهای ما و شماستبیایید عاشقانه های تازه ای بسازیمبرای خاطره بازی با واپسین فرزند پاییز...

ادامه مطلب  

آذر...!!!  

سلام  ....
 
" آذر"
باید بانویی باشد با گیسوان طلایی
که هر روز و هر شب
دامن نارنجی اش را
می تکاند بر زمین تشنه
 
باران می بارد ،
برف می بارد ،
عشق می بارد ...
 
گاه طعم گس خرمالو را
با شیرینی انار در هم می آمیزد
و گاه لذت نيمکت نشینی های عصرانه را
با اندوه دوری و تلخی صبوری ...
 
حالا دوباره " آذر "
مهمان دلهای ما و شماست
بیایید عاشقانه های تازه ای بسازیم
برای خاطره بازی با واپسین فرزند پاییز

ادامه مطلب  

 

رفتم جلو گفتم «ببخشید خانوم آتیش داری؟» هول شد گفت «واسه چی میخوای؟»
گفتم «میخوام تکلیفمو با چشات روشن کنم». خندید ، خندیدم. گفتم «شالت آبیه ،
مثه دریاس ، موج داره دریات». گفت «ینی چی؟» گفتم « پیچ پیچی » خندید ،
خندیدم. دیدم اهل دله ، نشستم کنارش ، لش رو نيمکت. گفتم «همیشه دنبال
دلیلی؟» گفت «چطور؟» گفتم «ببین ، همین الانم دنبال دلیلی» خندید ، خندیدم.
گفتم «میخندی تو دلم رخت میشورن» گفت «دیوونه ای؟» گفتم «سرت که پایین بود
باد میومد. یه طره ا

ادامه مطلب  

تلاش جدی برای کاهش ده کیلوی دوم و اخر  

بله هر چی بخوریم فرداش رو ترازو حساب و کتاب میشه،به همین واضحی میره رو وزنمون
بدجور زدم جاده خاکی
میخوام این هفته عالی باشم
هفته ی قبل افتضاح بووود، فقط بخور بخووور
اشکال نداره
من شروع کردم، بزن بریم
امروز روزه ام
پی نوشت1: عالی بودم، هم در خوراک و هم در ورزش، بعد از خوابیدن پسری ساعت 9 شب ،45 دقیقه تردمیل زدم، هورااااا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1